📁 پرونده ۲۰ اردکی که نمره بیست میگرفت بخش دوم
سه روز از آغاز تحقیقات گذشته بود، سه روز.
و کارآگاه هویج فقط به یک نتیجه رسیده بود: «این اردک اعصاب من را خرد خواهد کرد.»
او پشت میز اداره نشسته بود. روی میزش دهها برگه امتحانی پخش شده بودند.
ریاضی. فیزیک. تاریخ. ادبیات.
همه بیست همه کامل و همه متعلق به یک نفر ،اردک.
هویج برای صدمین بار برگه فیزیک را برداشت. همان برگهای که سؤال چهارمش اشتباه چاپ شده بود و همان برگهای که اردک تنها پاسخ صحیح آن را نوشته بود.
او زیر لب گفت: «یا این موجود نابغه است...»
در همان لحظه درِ اتاق باز شد.
مدیر مدرسه وارد شد ،چهرهاش از همیشه رنگپریدهتر بود.
در دستش یک پوشه قرار داشت.
او بدون سلام پوشه را روی میز انداخت. «دوباره این کار را کرد.»
هویج آه کشید. «این بار چی شده؟»
مدیر پوشه را باز کرد ،داخل آن برگه امتحان تاریخ صبح امروز قرار داشت.
او گفت: «قبل از شروع امتحان دستش را بالا برد.»
«خب؟»
«گفت سؤال پنجم اشتباه چاپ شده.»
هویج اخم کرد. «شاید حدس زده.»
مدیر لبخند عصبیای زد. «امتحان هنوز توزیع نشده بود.»
.....
هویج آرام برگه را برداشت ،سؤال پنجم واقعاً اشتباه چاپ شده بود.
اشتباهی که هیچکس تا پایان جلسه متوجه آن نشده بود. هیچکس... جز اردک.
آن شب، کارآگاه هویج تصمیم گرفت خودش مستقیماً با مظنون صحبت کند.
فردای آن روز، زنگ آخر ،حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود.
برگهای خشک روی زمین میرقصیدند.
اردک روی نیمکتی نشسته بود،یک ساندویچ در دست داشت و با آرامش کامل به آسمان نگاه میکرد.
انگار هیچ پروندهای در کار نبود.
هویج جلو رفت. «باید با هم صحبت کنیم.»
اردک بدون اینکه نگاهش کند، گفت: «بالاخره.»
هویج ایستاد. «بالاخره؟»
اردک گاز دیگری به ساندویچش زد. «این بار چهار روز طول کشید.»
«چی چهار روز طول کشید؟»
«تا بیایی سراغم.»
هویج احساس کرد چیزی درست نیست. «منظورت چیه؟»
اردک بالاخره سرش را برگرداند.
چشمانش خسته به نظر میرسیدند، خیلی خسته.
خستگی کسی که چند شب نخوابیده باشد، یا چند سال.
او آهسته گفت: «کارآگاه...»
«تا حالا شده یک روز را دوبار زندگی کنی؟»
.....
وای برگام ریخت تو اسلاید اخر
چرا من دیر میبینم؟؟؟
پارت بعدیییییی!!!👨🏻🌾👨🏻🌾👨🏻🌾
حتماااا
مرسییییی
اممم
تنها چیزی که میتونم بگم اینه که
پارت بعدی کیایی ممممیییاااادددددد
امشب میسازمشون، ولی نمیدونم کی منتشر میشن.
دستت طلا
پرام😦
بله بله.🤓
مغزم هنگ کرد با جمله آخررر
عالی✨
خیلی بدبختانه بود😿.
دوباره دوباره یه بار فایده نداره🤣🤣🤣🙏🏻
جمله آخر چیزی بود که اصلا انتظارشو نداشتم🌚
پارتبعدد
به به 👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻✨